كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
300
ده سفرنامه ( فارسى )
ديدار از كرمان مه 1810 در تاريخ سوم مه 1810 در حالى كه در حدود بيست مايل در ميان دشتى كه سرتاسر آن پوشيده از باغ و مزارع و روستا بود در ساعت ده صبح وارد شهر كرمان شدم ، راهنما مرا به يك كاروانسرا در بازار راهنمايى كرد در آنجا يك اتاق كوچك كرايه كردم در اين موقع صدها نفر در جلو درب اتاق اجتماع كردند و با پرسشهاى جوراجور خود مزاحمتهايى برايم فراهم نمودند و من سعى داشتم كه حتى المقدور جوابهاى مناسبى به آنها بدهم . پس از صرف ناشتايى نوكر لطفعلى خان را به قصر فرستادم تا ورود مرا به شاهزاده اطلاع دهد و در ضمن تقاضا نمايد تا چند روز به من اجازه دهد تا اقامت كوتاهى در كرمان داشته باشم بلافاصله در جواب ، پيغامى به شيوه ايرانيها از شاهزاده دريافت داشتم كه از من تقاضا كرد كه در شهر بمانم و پس از رفع خستگى با وى ملاقات نمايم اين پاسخ خيلى سريعتر از آن بود كه من انتظارش را داشتم ، چون لباس مناسب شرفيابى نداشتم يك نفر هندو كه در اتاق مقابل من در كاروانسرا منزل داشت از راه لطف